تبليغاتX
*باهمرهان خبر*

*باهمرهان خبر*

آخرین اخبار گوناگون و تحلیل خبری

غرب دروغ می گويد، ايران بايد هسته ای شود

غرب دروغ می گويد، ايران بايد هسته ای شود

بدون هیچ توضیحی شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می کنم.

گرچه از زمان پخش آن گذشته ، اما به بهانه ی برگزاری کنفرانس مهم هسته ای با شعار :

" انرژی هسته ای برای همه ، سلاح هسته ای برای هیچ کس " بی مناسبت ندیدم که آن را

در وبلاگ قرار دهم.

البته به این مهم متذکر باید شد که درج آن در وبلاگ، دلیل بر تأیید کامل نظرات مصاحبه شونده

نیست.

اکبر اعتماد: غرب دروغ می گويد، ايران بايد هسته ای شود

عنايت فانی

بی بی سی فارسی

از اکبر اعتماد به عنوان پدر برنامه هسته ای ايران ياد می کنند. او نه تنها متخصص علوم هسته ای است، بلکه طراح و پايه گذار سازمان انرژی اتمی ايران است. هم او بود که طرح برنامه های اين سازمان را ريخت و با کشورهای غربی برای خريد راکتورهای اتمی و ساختمان نيروگاه های اتمی گفت و گو کرد. نظر او در باره برنامه های امروز اتمی ايران چيست؟

آقای اعتماد! رهبران انقلابی ايران در سال های اول انقلاب به اين نتيجه رسيده بودند که برنامه های اتمی ايران به درد نمی خورد و ايران نيازی به اين برنامه ها ندارد. حتی صحبت از آن بود که نيروگاه اتمی بوشهر به انبار گندم تبديل شود. بعضی از منتقدان برنامه های امروز ايران معتقدند که اگر اين اتفاقات افتاده بود، مشکلات امروز با غرب وجود نمی داشت. نظر شما چيست؟

اکبر اعتماد: خب درست است. بله اما اگر نمی خواستيم نان بخوريم، لازم نبود که برويم کشاورزی کنيم و گندم توليد کنيم

يعنی برنامه های اتمی به اندازه نان لازم است؟

نه منظورم اين است که از هر چيزی که صرف نظر کنيد راحت تر است. اول انقلاب، برنامه هسته ای ايران جنبه عجيب و غريبی در ذهن انقلابيون داشت. آنها فکر می کردند اين يکی از حقه های امپرياليسم جهانی است که می خواهد ما را درگير برنامه ای کند که کسی نمی دانست چيست. بنابراين برنامه هسته ای به عنوان عامل امپرياليستی ديده می شد.

علت دوم هم اين بود که هر چه از نظام سابق بود بايد ريخت دور چون حتما چيزی پشت سرش بوده. عامل سوم هم اين بود که اصلا سواد نداشتند و نمی دانستند اتم چيست. فريدون سحابی، اولين کسی که بعد از انقلاب رييس سازمان انرژی اتمی شد، اصلا سواد اين داستان را نداشت.

پول هم نداشتند که پرداخت بکنند به همين دلايل، همه چيز در هم ريخت و کسی در مملکت نبود که فکر کند اتم می خواهيم يا نه. بعد هم جنگ شد. اما پس از جنگ، کم کم مقامات جمهوری اسلامی کمی بر امور مسلط شدند و مجددا بحث اتم مطرح شد.

اما چرا مطرح شد؟

خيلی مشکل است علتش را توضيح داد زيرا من از ذهن زعمای قوم آگاهی ندارم، ولی خواه ناخواه همان طور که در زمان شاه هم مطرح بود، اين بحث مطرح شد. مملکتی مثل ايران که ممکلتی پر امکاناتی است، امکانات انسانی، زيرزمينی خيلی قوی دارد. تاريخ و فرهنگ دارد. مملکتی استثنايی است. اين مملکت نمی تواند خود را از يکی از عوامل مهم زندگی امروز که مساله انرژی است، منفک کند و بگويد که من چون نفت دارم، مساله ای ندارم.

مردم فراموش می کنند که مساله انرژی، مساله يک سال و پنج سال و ده سال نيست، بلکه مساله چند دهه است. شما نمی توانيد سی سال ديگر که نفت نداشتيد بگوييد حالا انرژی اتمی بياورم. انرژی اتمی يک شبه به دست نمی آيد.

بسياری از منتقدان ايرانی برنامه های هسته ای ايران می گويند که ايجاد برنامه هسته ای در ايران، زاييده فکر شخص شاه بود که خيلی هم علاقه به مشورت نداشت. او به اين نتيجه رسيد که داشتن برنامه هسته ای برای پرستيژ ايران خيلی خوب است و موقعيت ايران را بهتر می کند. به همين دليل بدون اينکه مسايل و منافع مملکت در نظر گرفته شود، اين برنامه راه اندازی شود و سرمايه عظيمی هم صرف آن شود. الان هم برنامه اتمی ايران با همين نگاه دنبال می شود.

شاه چند سال قبل از اينکه راجع به اتم صحبت کند، هميشه می گفت نفت نبايد برای توليد انرژی مصرف شود برای اينکه نفت چيز محدودی است و بايد آن را برای مصارف ديگر نگه داشت. هميشه هم می گفت. آن زمان نفت را برای توليد انرژی مصرف می کردند. شاه اولين کسی بود که اين موضوع را مطرح کرد و گفت بايد دنبال منابع ديگر انرژی رفت. اين منابع چه بودند؟ در آن زمان سد سازی بود، گاز بود و انرژی اتمی. الان از خورشيد و باد هم به عنوان منابع انرژی صحبت می کنند. و البته بايد در نظر داشت که هر کدام از اين منابع کاربرد مشخصی دارند.

به هر حال، فلسفه رفتن دنبال انرژی اتمی در زمان شاه مفهوم داشت و مفهومش هم اين بود که بايد انرژی اتمی بايد جايگزين انرژی حاصل از نفت شود. او به طور بلند مدت به اين موضوع فکر می کرد و نکته جالبی هم مطرح می کرد و می گفت که بخشی از پول ناشی از صادرات نفت بايد در بخش انرژی سرمايه گذاری شود و اين تداومی است برای نسل های آينده و به آنها اجازه می دهد که انرژی داشته باشند.

شاه می دانست که در عرض پنج سال يا ده سال نمی توان انرژی اتمی داشت. اين کار به چند دهه نياز داشت و آن زمان که کشور پول و امکانات داشت ما رفتيم به طرف انرژی اتمی و درست هم بود. در آن زمان همه کشورها به دنبال انرژی اتمی بودند، بعد که قيمت نفت کاهش پيدا کرد، مساله فرق کرد.

با اين توضيح شما، به اين نتيجه می توان رسيد که برنامه های هسته ای امروز ايران هم بر اين اساس درست است و بايد ادامه پيدا کند؟

من فکر می کنم موقعيت ايران عوض نشده است. جمعيت ايران در مقايسه با زمان شاه دو برابر شده است و مصرف سرانه هم نسبت به آن زمان چند برابر شده است، پس نياز به انرژی هم بيشتر شده است. ضمنا به هر دليلی که باشد، مصرف داخلی نفت هم بالا رفته و توليد نفت ما کاهش پيدا کرده، بنابراين ميزان صادرات نفت ما هم خيلی کاهش داشته و اين تا ده پانزده سال ديگر بيشتر نمی تواند ادامه پيدا کند، چون بيشتر نفت در داخل مصرف می شود. بنابراين بايد رفت دنبال انرژی های ديگر. انرژی هسته ای و انرژی های ديگر

خب پس چرا انرژی بادی يا خورشيدی نه؟

اولا هنوز در هيچ کجای دنيا، اين انرژی ها خيلی ارزان نيستند و قيمت رقابتی ندارد. در اين موارد بايد سرمايه گذاری کرد برای آينده، مثل اتم. مساله ديگر اين است باد و خورشيد پخش هستند و نمی توانند انرژی متمرکز ايجاد کنند، بعد اينها هميشگی نيستند. بنابراين شما بايد منابع ديگری که هميشگی و متمرکز داشته باشيد. همه اينها خوب هستند و بايد رفت دنبال آنها.

پس شما قبول داريد که صرف هزينه ای که الان در ايران يا جاهای ديگر می شود برای توليد انرژی اتمی اصولا در کوتاه مدت به صرفه نيست، ولی در دراز مدت به صرفه است؟

بله شما بايد سرمايه گذاری کنيد و زيربناها را بسازيد.

بسيار خوب، بخشی از اين سرمايه گذاری در زمينه غنی سازی اورانيوم است. در زمانی که شما با کشورهای غربی مذاکره می کرديد، صحبت بر سر اين بود که ايران در کشورهای غربی برای غنی سازی اورانيوم سرمايه گذاری کند و درصدی از اين سرمايه گذاری به عنوان اورانيوم غنی شده به ايران برگردد. درست است؟ آيا شما چنين قراردادی با بعضی از کشورهای غربی امضا کرديد؟

صحبت بر سر اين نبود. ما بايد غنی سازی اورانيوم را برای ايران تامين می کرديم. در آن زمان بزرگ ترين کارخانه غنی سازی اورانيوم جهان را در فرانسه می ساختند. زمانی که ژاک شيراک به تهران آمد، من به او گفتم که ما هم می خواهيم شريک شويم. چون آن کارخانه کنسرسيومی بود بين ايتاليا، فرانسه، بلژيک و اسپانيا. چون بين المللی بود من هم گفتم که ما هم می خواهيم شريک شويم و بالاخره هم شريک شديم و صاحب ده درصد سهام کارخانه شديم. اسم اين کارخانه يوروليف است. قرارداد ما هم اين طور بود که ما حق برداشت ده درصد محصول کارخانه را داشتيم. بنابراين ده درصد محصول کارخانه، منابع غنی سازی ما را تا سی سال آينده تامين می کرد.

يعنی سوخت اتمی تامين می شد؟

بله. ضمن اينکه ما در آزمايشگاه های خود، کارهای تحقيقاتی در اين زمينه را ادامه می داديم.

در برنامه امروز غنی سازی ايران اين همه حساسيت و ابهام در مورد آن وجود دارد و نکات ناروشنی برای آژانس بين المللی انرژی اتمی وجود دارد که به آنها جواب داده نشده. چرا روش و شيوه شما در زمان شاه، اتخاذ نشده؟ چون بعضی از کشورهای غربی هم در پيشنهادهای خود می گويند که حاضرند اورانيوم غنی سازی شده را به ايران بفروشند

دروغ می گويند

چرا؟

صد در صد دروغ می گويند. دليلش هم روشن است. مثلا ايران تا همين سال گذشته عضو کارخانه يورليف بود. ولی وقتی فرانسوا ميتران بعد از انقلاب ايران رييس جمهوری فرانسه شد، اعلام کرد درست است که شما شريک اين کارخانه هستيد، ولی ما محصول اين کارخانه و اورانيوم غنی شده را به ايران نمی دهيم. تمام شد و رفت. يعنی غرب دروغ می گويد. ايران در آنجا سرمايه گذاری کرده بود و حق داشت برداشت کند، اما گفتند نمی دهيم.

آلمانی ها هم که داشتند نيروگاه اتمی بوشهر را می ساختند. ناگهان دولت آلمان اعلام کرد ما پروانه صدور تجهيزات به ايران را صادر نمی کنيم. بنابراين داستان نيروگاه بوشهر که تمامی شدنی هم نيست و حالا گير روس ها افتاده ايم، به ما تحميل شد.

چطور شده که حالا می گويند ما اورانيوم غنی شده و تکنولوژی می دهيم؟ دروغ می گويند. وقتی که بايد می دادند، ندادند. اين را می گويند تا ايران را در مسيری بيندازند تا دستش بسته شود. اين حرف چه اعتباری دارد. آن زمان گفتند می دهيم، شريک شديم، بعد ندادند. حالا هم اگر قرارداد بستيم و نيروگاه را هم ساختيم و پنج سال ديگر سوخت ندادند، ما چه می توانيم بکنيم؟ اين قرارداد چه اعتباری دارد؟

الان صحبت بر سر اين است که ايران بخشی از اورانيوم کم غنی سازی شده خود را به روسيه و فرانسه بدهد و سوخت هسته ای تحويل بگيرد

نخير. الان مساله اين شده که هر کشوری برای حفظ آبروی خود، به شکلی اين موضوع را مطرح می کند. اصلا اين مساله ارتباطی به غنی سازی اورانيوم و نيروگاه و آينده ندارد. مساله چيست؟ يک راکتور تحقيقاتی بسيار کوچک پنج مگاواتی از سوی آمريکا به ايران داده شده بود که در مرکز تحقيقات اتمی تهران فعال است . سوخت اين راکتور تمام شده است. يک بار هم نمی دانم برايش از کجا سوخت گرفته بودند. اين راکتور سوخت بيست درصد غنی شده می خواهد. ايران آمد اين را اعلام کرد. حالا سوال من اين است که چطور شده که می خواهند اين سوخت را تامين کنند. چطور در گذشته همان پنج درصد را نمی دادند، ولی الان بيست درصد را حاضر شده اند بدهند.

خب مواضع کشورها تغيير می کند و می تواند نتيجه مذاکرات باشد

نخير، مواضع به دليل قابليت ها تغيير می کند. چون می دانند ايران قابليت غنی سازی دارند، حاضر شده اند که يک روزه بپذيرند که اورانيوم بيست درصد غنی سازی شده بدهند. ولی آن وقت که ايران اين تکنولوژی را نداشت، حتی حاضر نبودند اورانيوم پنج درصد غنی شده را به ايران بدهند.

آقای اعتماد، ريشه بدبينی شما به اين مذاکرات و غرب فراتر از اين بحث است. شما سال پيش در گفت و گويی با يک نشريه آمريکايی گفتيد ايران نمی بايست در سال 1968 پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای را امضا می کرد. چرا؟

بله. در آن زمان من سر کار نبودم، والا نمی گذاشتم. اين قرارداد دو مشکل اساسی دارد. يکی اينکه اصلا منصفانه نيست و دوم اينکه خارجی ها اصلا رعايتش نمی کنند. اين قرارداد، قراردادی است بين ضعيف ها و قوی ها. آن را قوی ها عليه ضعيف ها تنظيم کرده اند و خودشان هم آن را اجرا نمی کند.

بعد هم ديديم که از آن چگونه استفاده شد. آمدند يقه ايران را گرفتند که اين کار و آن کار را کرده ای که با قرارداد منافات دارد. اما خودشان نمی گويند که چهل سال پيش گفته بودند اقدام کنند برای خلع سلاح هسته ای، اما هيچ کاری نکرده اند.

نمی گويند که همان چهل سال پيش، تعهد کردند تمام تکنولوژی را در اختيار کشورهايی که آن را ندارند و تعهد داده اند سلاح هسته ای نسازند، بگذارند. ولی اين کار را نکردند. در عوض کشورهای صاحب تکنولوژی هسته ای در لندن تصميم گرفتند که تکنولوژی هسته ای را در اختيار ديگران قرار ندهند.

پس می بينيم که خودشان زير قرارداد منع گسترش تسليحات هسته ای زده اند و بعد به کشورهايی مثل ايران فشار می آورند.

شما معتقديد که همين الان هم ايران بايد از اين پيمان خارج شود؟

بله. اگر من بودم خارج می شدم. من نه تنها از اين پيمان، بلکه از آژانس بين المللی انرژی اتمی هم خارج می شدم. اين آژانس برای ما چه کرده و چه امتيازی داشته است؟

آقای اعتماد، شما ته دلتان بمب اتم می خواهيد؟

من؟ نه. من معتقدم که سياست هسته ای ربطی به بمب اتم ندارد.

شما تابستان گذشته در گفت و گويی با يک نشريه آمريکايی ديگر گفته ايد که آمريکا طوری افکار عمومی جهان را شکل داده که گويا ايران دارای سلاح هسته ای خطرناک است، در حالی که خطرناک نيست و اين فقط برای حفظ امنيت است.

خب اين دليل نمی شود که من بمب اتمی می خواهم.

در واقع توجيه می کنيد...

نه توجيه نمی کنم. الان 9 کشور دنيا بمب اتم دارند. ايران کشور خشنی نيست. 200 سال است که ايران به هيچ کشوری حمله نکرده، هرچند بارها مورد حمله واقع شده است. خب حالا چه شده که غرب ناگهان می گويد که اگر ايران سلاح هسته ای داشته باشد، امنيت آمريکا به خطر می افتد. دروغگويی چيست؟ رفتند لهستان و جمهوری چک طرح دفاع ضدهوايی راه بيندازند، گفتند برای دفاع در مقابل بمب اتمی ايران. ايرن به لهستان و چک چه کار دارد؟ اينها دروغ می گويند. برای اجرای سياست های خود افسانه می سازند.

من طرفدار بمب اتم نيستم، ولی معتقدم که اگر بسازد هم طوری نمی شود. اسراييل ساخت طوری شد؟ پاکستان ساخت، طوری شد؟ پاکستان خيلی کشور با ثباتی است؟ خيلی دموکراتيک است؟ اسراييل با ثبات است؟ شصت سال است با تمام همسايه هايش می جنگد. پس اين بحث ها در باره ايران منصفانه نيست. بيخود می گويند. چرا آنها اين پيمان را امضا نکرده اند؟ خب ايران هم بايد برود هر کار دلش می خواهد بکند.

در مورد قضيه قم هم دروغگويی آنها معلوم شد. ايران خودش آن را اعلام کرد. اين حق ايران است که هرکجا که خواست کارخانه غنی سازی بسازد. بعد می بينيم در نشست سران گروه 20 که قرار بوده در مورد بحران اقتصادی و گرمايش زمين بحث کند، ناگهان رهبران انگليس و فرانسه می آيند به بحث قم می پردازند. خب چه ربطی بين اينها هست؟

آقای اعتماد شما در حال حاضر ارتباطی با برنامه های هسته ای ايران داريد؟

نه. من هيچ همکاری ندارم، ولی تعقيب می کنم.

شما دوبار در سال های 1985 و 1986 به ايران سفر کرديد و با برخی از مقامات سازمان انرژی اتمی ايران گفت و گو کرديد. گفت و گوهای شما در چه مورد بود؟

وقتی من رفتم ايران. مقامات انرژی اتمی فهميدند و خواستند مرا ببينند. اولش اظهار خوشحالی از سفر من به ايران بود. بعد از من نظرم را در باره مذاکراتشان با غربی ها پرسيدم. من از برنامه ايران دفاع کردم، ولی بايد بگويم که کار ايران هم يک اشکال دارد.

درست است که ايران می گويد که اتم می خواهد و بمب نمی خواهد، ولی هيچ برنامه مدونی برای بيست، سی سال و چهل سال آينده چيست. من به آنها گفتم که اين جوری نمی شود. شما بايد برنامه مستدل و مدونی داشته باشيد و اين را به همه دنيا هم بدهيد که همه آگاه باشند که چرا ايران به دنبال انرژی اتمی است.

بسيار خب. الان مذاکره با ايران در جريان است. شما به عنوان کسی که موسس سازمان انرژی اتمی ايران بوده ايد و در اين زمينه هم نظر قاطع داريد، شما به طرف های درگير در اين پرونده چه توصيه ای داريد و فکر می کنيد مذاکره بايد به شکلی ادامه پيدا کند و به چه نتيجه ای برسد؟

من فکر می کنم اين اشتباه است که مذاکرات ايران و غرب را فقط در اطراف اتم بچييند. ايران و غرب و مخصوصا ايران و آمريکا مسايل مختلفی دارند.

یک لحظه شما نگاه کنید: از کنار سواحل مدیترانه در لبنان تا کوهای هندوکش در پاکستان، تمام اين منطقه در حال جنگ است و هم در هم ريخته اند. ایران مهم ترین مملکت اين قسمت است و سرنوشت ما به آن منطقه وابسته است. ما باید با آمریکا بنشینیم و مساله خاورمیانه را مطرح کنیم. مساله مهم تری مطرح است. من معتقدم که مساله اتمی این قدر اهمیتی ندارد که بزرگش کرده ایم و اگر به بحث اصلی پرداخته شود، خواه ناخواه بحث اتمی هم در درون آن حل می شود.

+ نوشته شده در  شنبه 28 فروردین1389ساعت 23:24  توسط همیار : سید عبدالعلی ستودگان  | 

فوتبال، زنگ تفریحی در میدان جنگ

فوتبال، زنگ تفریحی در میدان جنگ

مسابقه ی دوستانه ای بین « سیاستمداران لبنانی » با شعار « همه ی ما یک تیم هستیم » برگزار شد.

در این زمینه ، رسانه ی خبری دولتی «بی بی سی» گزارشی را با عنوان فوق نوشته که گرچه نشان از واقعیت هایی دارد اما حقیقت دیگری که در ضمن این گزارش می توان دریافت ، عدم خواست این وحدت و به تمسخر گرفتن آن و ...

و بهتر آن که خودتان بخوانید و نتیجه بگیرید.

فوتبال، زنگ تفریحی در میدان جنگ

سعد حریری

به مناسبت سی و پنجمین سالگرد آغاز جنگ داخلی لبنان، سیاستمداران جناحهای رقیب در این کشور که زمانی در همان جنگ با هم درگیر بودند، مسابقه فوتبال دوستانه ای برگزار کردند با این شعار: "همه ما یک تیم هستیم".

مسابقه عصر سه شنبه در ورزشگاه کامیل شمعون در جنوب بیروت برگزارشد، نخست وزیر و یازده تن از اعضای کابینه اش همراه با سیزده نماینده مجلس، فوتبال نیم ساعته ای بازی کردند که تنها تماشاچیانش مقامات بلندپایه حکومتی، سفرای خارجی و خبرنگاران بودند، بقیه نیمکتهای تماشاچیان، مثل همه مسابقه های فوتبال دیگر در لبنان به دلایل امنیتی خالی بود و مردم تنها از تلویزیون می توانستند بازی را تماشا کنند.

بازیکنان به دو تیم تقسیم شدند که رنگهای سرخ و سفید آن بر اساس رنگهای پرچم لبنان انتخاب شده بود.

سعد حریری نخست وزیر با شماره 22، کاپیتان تیم سرخ شد، در تیم او که بی شباهت به دولت ائتلافی اش نبود، سه نفر از وزیرانی که متحد سیاسی اش هستند بازی می کردند: زیاد بارود، سلیم صایغ و محمد رحال؛ سه وزیر از جناح رقیب: محمد جواد خلیفه، جبران باسیل و علی عبدالله و یک وزیر از دروزیهای هوادار ولید جنبلاط که چند ماهی است اتحاد با حریری را ترک گفته اند.

از شش نماینده مجلس در تیم سعد حریری هم چهار نفرشان هوادار سیاسی اش بودند و دو نفرشان از مسیحیان هوادار حزب الله.

در تیم مقابل با پیراهن سپید، علی عمار، از نمایندگان حزب الله در مجلس، کاپیتان تیم بود، شش نفر از دیگر نمایندگانی که در تیمش بازی می کردند همفکران سیاسی اش بودند و چهار نماینده دیگر تیم، به جناح مقابل تعلق داشتند، همچنین تنها وزیر تیم: طارق متری.

رئیس جمهور و شماری از مقامات لشگری و کشوری و سفیران خارجی هم به تماشا نشسته بودند و همچنین انبوهی از خبرنگاران عمدتاً داخلی، مسابقه از شبکه های تلویزیونی لبنانی مسابقه به صورت زنده گزارش می شد.

سیاستمدارانی که بزحمت می توانستند دنبال توپ بدوند و از فاصله یک متری توپ را به تیر دروازه می زدند، نخست وزیری که بیشتر وسط زمین ایستاده بود تا اعضای دولت توپ را به او پس بدهند و بعد هم به آسانی توپ را از دست می داد ...

این صحنه ها و مقایسه رفتار بازیکنان در زمین فوتبال و عرصه سیاست، تماشای این مسابقه را از مسابقه های حرفه ای فوتبال جذابتر کرده بود.

یک کارت زرد هم در مسابقه صادر شد که به الن عون، نماینده مسیحی هوادار حزب الله از تیم سپیدپوش رسید.

ستاره میدان، سامی جمیل از تیم سرخ پوش بود که توانست در دقایق پایانی، دو گل به دروازه حریف بزند و بازی را با نتیجه دو بر هیچ به نفع تیم نخست وزیر به پایان برساند.

سامی در بیست و نه سالگی یکی از جوانترین نماینده های مجلس است و همچنین جوانترین بازیکن مسابقه، او در پایان بازی به شوخی به خبرنگاران گفت که استراتژی دفاعی حاج علی عمار (کاپیتان تیم رقیب و نماینده حزب الله)، جداً ناکارآمد بود.

حاج علی عمار هم در پاسخ گفت که نمی خواستیم تیمی که نخست وزیر در آن بازی می کند شکست بخورد بنابراین با مدارا با آنها بازی کردیم.

البته در خارج از ورزشگاه، حاج علی عمار و سامی جمیل با هم شوخی ندارند.

سامی فرزند امین جمیل، رئیس جمهور سابق و رهبر حزب فالانژیست کتائب است، حزبی که از آتش بیاران اصلی جنگ داخلی لبنان بود، خانواده جمیل که چندین ترور نافرجام و بافرجام را تجربه کرده، کینه دیرینه ای نسبت به حزب الله دارد و تلاشی هم در پنهان کردن آن نمی کند، سامی جمیل هم به موضعگیریهای تند و آتشین علیه حزب الله مشهور است.

دیگر بازیکنان این مسابقه "دوستانه" هم خالی از این کینه های دیرینه نیستند و با اینکه روی پیراهن همه شان نوشته شده بود: "همه ما یک تیم هستیم" و تک تکشان جلوی دوربین خبرنگارها از وحدت و یکپارچگی و اتحاد و دوستی و صمیمیت حرف زدند، در کارنامه بیشترشان تاکنون علاقه ای به کنار گذاشتن کینه های دیرینه ای که ریشه در جنگ داخلی دارند ثبت نشده، فردا که روی کرسیهای مجلس و پشت میز وزارت، خستگی مسابقه دیروز را در می کنند، امید چندانی نیست که به هیچ قیمتی حاضر باشند تیم رقیب هم چند دقیقه ای توپ را کنترل کند.

محمد، یکی از خبرنگاران لبنانی که برای پوشش خبری مسابقه آمده بود می گفت همین هایی که می بینی دارند این طوری با خنده و صمیمیت با هم فوتبال بازی می کنند، دو سال پیش به خون هم تشنه بودند و می خواستند همدیگر را پاره پاره کنند، الان هم خیلی عالی و قشنگ است که دارند با هم می گویند و می خندند و بازی می کنند اما تکلیف آنهایی که در دعوای دو سال پیش بین اینها خونشان ریخته شد و جانشان را بر سر دعواهای سیاسی این آدمها گذاشتند چه می شود؟

سی و پنج سال از روزی که فلسطینیها و هواداران پدربزرگ سامی جمیل یکدیگر را به رگبار گلوله بستند و جنگی خونین با بیش از دویست هزار کشته و یک میلیون زخمی را آغاز کردند می گذرد، پس از سی و پنج سال هم آن فلسطینیها و هوادارانشان در لبنان حضور مسلحانه دارند و هم خانواده جمیل و هوادارانشان بر سر موضع خود ایستاده اند.

صف بندیهای میان جناحهای لبنانی کمابیش همانی است که در طول پانزده سال جنگ داخلی بود و سران این جناحها همانهایی اند که آن زمان به روی هم اسلحه می کشیدند.

بنابر آمار غیررسمی، در هفتاد و پنج درصد خانه های لبنانی هنوز اسلحه هست، داشبورد خیلی از تاکسیها و کشوی میز دخل اکثر مغازه ها، جای اسلحه کمری است و مسلسلها هم در کمد لباس خانه ها و زیر تخت و کاناپه آماده روز مبادا هستند.

هنوز جرقه ای می تواند لبنان را به آتش جنگ داخلی برگرداند و بر همان پیراهنهایی که رویشان نوشته شده همه ما یک تیم هستیم، نقش سوراخ گلوله را حک کند.

+ نوشته شده در  شنبه 28 فروردین1389ساعت 10:12  توسط همیار : سید عبدالعلی ستودگان  | 

هدف اصلی آمریکا از لشکر کشی به افغانستان

هدف اصلی آمریکا از لشکر کشی به افغانستان

به گزارش تحلیلی بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان ( afghanpaper )، اسنادی محرمانه نشان می دهد که انگيزه اصلي تجاوز نظامي آمريكا و انگليس به افغانستان، بدست آوردن گاز طبيعي در ازبكستان و تركمنستان بوده است.

یک مقام دولتی که بنا به دلایلی از ذکر نام وی معذوریم، در این باره اظهار داشت: با مقايسه چگونگي استقرار نيروهاي آمريكايي و نيروهاي ديگر كشورهاي عضو ناتو در افغانستان، متوجه مي‌شويد كه نيروهاي آمريكايي بدون شك براي حفاظت از مسير خط لوله، در افغانستان مستقر شده‌اند.

وی افزود: آمريكايي‌ها خط لوله‌اي را مي‌خواستند كه با رد شدن از کشورهای همسایه روسيه ، از راه افغانستان عبور كند. به همين خاطر و براي اطمينان يافتن از اجرايي شدن اين برنامه، حمله به افغانستان ضروري بود. افكار عمومي ساده‌لوح آمريكا نيز با شنيدن اين استدلال كه به دليل حملات 11 سپتامبر و براي نجات آنها از تروريسم، حمله به افغانستان ضروري است، قانع شدند.

لذا می توان این چنین برداشت نمود که ساخت ‌خطوط جديد ‌لوله، ‌كليد ‌رمز ‌علاقه ‌غرب ‌به ‌افغانستان ‌است. ‌‌با ‌وجود ‌اينكه ‌خود ‌افغانستان منابع چندان ‌زيادي ‌ندارد، اما ‌در ‌مجاورت ‌كشورهاي ‌خاور‌ميانه با ‌ذخاير ‌بزرگ ‌نفت ‌و ‌گاز ‌طبيعي ‌واقع ‌شده ‌است. به علت محصور بودن تركمنستان در خشكي، ذخاير ‌عظيم ‌گاز ‌طبيعي اين كشور ‌تنها ‌مي‌‌تواند ‌از ‌طريق ‌خطوط ‌لوله ‌به ‌بازار‌هاي جهاني منتقل ‌شود و با عنايت به محدود بودن خطوط لوله، گاز اين كشور تا پيش از اين (و هم‌اكنون) ‌تنها از یک مسير و سمت‌شمالي ‌انتقال ‌داده ‌مي‌شد.

روس‌ها ‌قصد ‌دارند ‌يك ‌خط ‌لوله ‌شمالي ‌ديگر ‌بسازند. ‌چيني‌ها ‌خط ‌لوله‌اي ‌در ‌سمت ‌غربي خود مي‌سازند ‌‌و در اين ميان، ‌ايالات ‌متحده نيز برای اینکه در این میان عقب نماند، تلاش می کند تا نفت و گاز کشورهای آسیای میانه را از طریق افغانستان و پاکستان به دریای عمان و به کشتی های نفت کش خود منتقل کند.

این علاقه مندی آمریکا زمانی بیشتر شد که در ‌سال ‌2006 اداره ‌زمين‌‌شناسي ‌ايالات ‌متحده ‌و ‌وزارت ‌معادن ‌و ‌صنايع ‌استخراجي ‌افغانستان ‌اعلام ‌كردند ‌كه ‌در شمال ‌كشور، ‌منابع انرژي قابل تأملي ‌وجود ‌دارد.
براساس ‌برآوردهاي ‌زمين‌شناسان ‌آمريكايي، ‌ذخاير ‌اين ‌منطقه ‌شامل ‌1.5 ‌ميليارد ‌بشكه ‌نفت ‌(حدود ‌200 ‌ميليون ‌تن) ‌و 15.6 ‌هزار ‌ميليارد ‌متر ‌مکعب ‌گاز ‌طبيعي ‌است. ‌طبق آمار ديگر، كل ‌ذخاير انرژي ‌افغانستان ‌معادل ‌3.6 ‌ميليارد ‌بشكه ‌نفت ‌و ‌36.5 ‌هزار ‌متر ‌مكعب ‌گاز ‌طبيعي تخمين زده ‌مي‌شود. هرچند ‌اين آمارها ‌فقط ‌ارزيابي‌هاي ‌تخميني ‌ذخاير انرژي كشور ‌بوده ‌و ‌‌اثبات ‌شده‌ ‌نيست، اما، امكان ‌كسب ‌استقلال افغانستان در حوز انرژي ‌و ‌حتي ‌صدور ‌گاز كشور ‌به ‌پاكستان ‌و ‌هند دور از واقعيت دانسته نمي‌شود.

لذا آمریکا مصمم است تا به هر طریق ممکن این خط لوله را احداث نماید . در این میان شرح حال یکی از رقبای آمریکا در این مورد قابل توجه است . یکی از کمپانی های نفتی که طرح انتقال نفت و گاز ترکمنستان از طریق افغانستان و پاکستان را تعقیب کرده و هنوز هم تعقیب می کند، کمپانی نفتی ظاهراً آرژانتینی به نام " بریداس " است. هرگاه این کمپانی با دولت ترکمنستان و یا افغانستان به توافقاتی دست یافته و یا قراردادی را امضا کرده است، با وقوع حوادثی در افغانستان، طرح های "بریداس" با شکست مواجه شده است.

به عنوان مثال، بلافاصله پس از این که در ژانویه 1993 کمپانی " بریداس " موفق می شود امتیاز جستجو و استخراج ذخیره ی " یشلر " در منطقه ی " دولت آباد " در شرق ترکمنستان را به دست آورد و در فوریه 1996 موفق به امضاء یک قرارداد همکاری سی ساله برای احداث خط لوله ی نفت با دولت برهان الدین ربانی می شود ، در سپتامبر همان سال گروه طالبان ایجاد و اعزام آن ها به افغانستان انجام می گیرد و با ورود آنها به افغانستان و شعله ورتر شدن جنگ های داخلی در افغانستان، طرح های " بریداس " به اجراء در نمی آیند.

در ژانویه سال 2006 میلادی ، رئیس کمپانی بریداس در مورد انتقال گاز ترکمنستان از طریق افغانستان با حامد کرزی دیدار و گفت و گو می کند. وی تلاش هائی را که تاکنون در این زمینه انجام داده است را تشریح می کند و می افزاید که ‌این شرکت بار دیگر علاقه‌مند به اجراء این طرح از طریق افغانستان است. این طرح که هزینه ی آن نزدیک به سه میلیارد دالر برآورد شده‌، قراراست از ولایات هرات و قندهار در غرب و جنوب افغانستان عبور کند و به شهرهای " کویته " و " مولتان " پاکستان و تا مرز هند ادامه یابد. اما هنوز مدت زیادی از این دیدار و گفتگو نگذشته که خبر می رسد شركت Chevron كه متعلق به كاندوليزا رايس وزیر خارجه سابق آمریکا بود و سرمايه‌گذاري‌هاي زيادي در منطقه انجام داده است با خرید شركت تاسیسات نفتی Unlocal، اجراي خط لوله نفت و گاز افغانستان را بر عهده گرفته است.

لذا دیگر آمریکا به وجود طالبان به عنوان بهانه ای برای جنگ نیازی ندارد و بهتر است هرچه زودتر صلح برقرار گردد. پس با این وجود می توان گفت در حقيقت اين جنگ و لشکر کشی براي پول و انرژي است، نه دموكراسي!
هر چند لازم به ذکر است که از دیگر اهداف اصلی آمریکا می توان به حاکمیت مافیای مواد مخدر نیز اشاره کرد که افزایش چهل برابری کشت تریاک نسبت به دهه 90 را دلیلی بر این مدعا آورد.

منبع: شبکه اطلاع رسانی افغانستان

+ نوشته شده در  شنبه 24 بهمن1388ساعت 20:12  توسط همیار : سید عبدالعلی ستودگان  | 

انتشار مصاديق مجرمانه قانون جرايم رايانه اي

توسط دبيركارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه« جرايم رايانه اي»:
انتشار مصاديق مجرمانه قانون جرايم رايانه اي
دكتر عبدالصمد خرم آبادي دبيركارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه در گفتگو با پايگاه اطلاع رساني دادستاني كل كشور ضمن تشريح وظايف اين كارگروه اظهار داشت: كارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه "موضوع ماده 22 قانون جرايم رايانه اي"، مبادرت به احصاء فهرست مصاديق محتواي مجرمانه فضاي مجازي نموده است .

* وي افزود: اين كارگروه كه بموجب قانون جرايم رايانه اي در محل دادستاني كل كشور و به رياست دادستان كل كشور تشكيل گرديده، پس از طي جلسات متعدد كارشناسي با حضور نمايندگان دستگاههاي ذيربط، فهرستي را در 5 فصل مشتمل بر محتواي عليه عفت و اخلاق عمومي ـ محتواي عليه مقدسات اسلامي ـ محتواي عليه امنيت و آسايش عمومي ـ محتواي عليه مقامات و نهادهاي دولتي و عمومي ـ محتواي كه براي ارتكاب جرايم رايانه اي و ساير جرايم به كار مي رود، منتشر نمود؛

* خرم آبادي گفت: بر اساس قانون، اعضاي كارگروه مركب از وزارتخانه هاي ارتباطات و فناوري اطلاعات ـ اطلاعات ـ فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ آموزش و پرورش ـ سازمان تبليغات ـ ناجا ـ صدا و سيما و...) در راستاي وظايف و مأموريتهاي ذاتي خود مكلف به ايجاد سامانه رصد فضاي مجازي در دستگاه متبوع خود بوده و همچنين كليه ارائه دهندگان خدمات دسترسي و ميزباني نيز مكلف خواهند بود چنانچه با يكي از مصاديق مصرحه در اين فهرست مواجه شدند ، بلافاصله مراتب را به دبيرخانه مستقر در دادستاني كل كشور از طريق سايت دادستاني به آدرس www.dadsetani.ir يا آدرس الكترونيكي dadsetani@dadsetani.ir اعلام نمايند.

* وي در ادامه افزود: رعايت مقررات فهرست مصاديق محتواي مجرمانه براي ارائه دهندگان خدمات دسترسي و ميزباني و كليه كاربران در فضاي مجازي لازم است و در صورت تخطي طبق مقررات برخورد خواهد شد.

* خرم آبادي گفت: دبيرخانه كارگروه با بررسي گزارشات واصله نسبت به مجرمانه بودن يا نبودن، تصميم نهايي را اتخاذ و در صورت احراز محتواي مجرمانه نسبت به پالايش ( فيلتر) اقدام خواهد نمود و مراتب توسط دبيرخانه به مراجع قضائي ذيربط جهت تعقيب كيفري مقتضي اطلاع داده خواهد شد.

* دبير كارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه در ادامه فهرست مصاديق محتواي مجرمانه را به شرح ذيل تبيين كرد :

الف) محتواي عليه عفت و اخلاق عمومي

1ـ اشاعه فحشاء و منكرات ( بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات)

2ـ تحريك، تشويق، ترغيب، تهديد يا دعوت به فساد و فحشاء و ارتكاب جرايم منافي عفت يا انحرافات جنسي ( بند ب ماده 15 قانون جرايم رايانه اي و ماده 649 قانون مجازات اسلامي)

3ـ انتشار، توزيع و معامله محتواي خلاف عفت عمومي( مبتذل و مستهجن) بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 14 قانون جرايم رايانه اي)

4ـ تحريك، تشويق، ترغيب، تهديد يا تطميع افراد به دستيابي به محتويات مستهجن و مبتذل ( ماده 15 قانون جرايم رايانه اي)

5ـ استفاده ابزاري از افراد( اعم از زن و مرد) در تصاوير و محتوي، تحقير و توهين به جنس زن، تبليغ تشريفات و تجملات نامشروع و غير قانوني( بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات)

ب) محتواي عليه مقدسات اسلامي

1ـ محتواي الحادي و مخالف موازين اسلامي( بند 1 ماده 6 قانون مجازات اسلامي)

2ـ اهانت به دين مبين اسلام و مقدسات آن ( بند 7 ماده ماده 6 قانون مجازات اسلامي و ماده 513 قانون مجازات اسلامي)

3ـ اهانت به هر يك از انبياء عظام يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره (س) ( ماده 513 قانون مجازات اسلامي)

4ـ تبليغ به نفع حزب، گروه يا فرقه منحرف و مخالف اسلام ( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)

5ـ تبليغ مطالب از نشريات و رسانه ها و احزاب و گروههاي داخلي و خارجي منحرف و مخالف اسلام به نحوي كه تبليغ از آنها باشد( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)

6ـ اهانت به امام خميني(ره) و تحريف آثار ايشان (ماده 514 قانون مجازات اسلامي)

7ـ اهانت به مقام معظم رهبري (امام خامنه اي) و ساير مراجع مسلم تقليد ( بند 7 ماده 6 قانون مطبوعات)

ج) محتواي عليه امنيت و آسايش عمومي

1ـ تشكيل جمعيت، دسته، گروه در فضاي مجازي( سايبر) با هدف برهم زدن امنيت كشور( ماده 498 قانون مجازات اسلامي)

2ـ هر گونه تهديد به بمب گذاري ( ماده 511 قانون مجازات اسلامي)

3ـ محتوايي كه به اساس جمهوري اسلامي ايران لطمه وارد كند ( بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات)

4ـ انتشار محتوي عليه اصول قانون اساسي ( بند 12 ماده 6 قانون مطبوعات)

5ـ تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران( ماده 500 قانون مجازات اسلامي)

6ـ اخلال در وحدت ملي و ايجاد اختلاف ما بين اقشار جامعه به ويژه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي( بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات)

7ـ تحريك نيروهاي رزمنده يا اشخاصي كه به نحوي از انحاء در خدمت نيروهاي مسلح هستند به عصيان، فرار، تسليم يا عدم اجراي وظايف نظامي ( ماده 504 قانون مجازات اسلامي)

8ـ تحريص و تشويق افراد و گروهها به ارتكاب اعمالي عليه امنيت، حيثيت و منافع جمهوري اسلامي ايران در داخل يا خارج از كشور(بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات)

9 ـ تبليغ به نفع گروهها و سازمانهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران( ماده 500 قانون مجازات اسلامي)

10- فاش نمودن و انتشار غير مجاز اسناد و دستورها و مسايل محرمانه و سري دولتي و عمومي ( بند 6 ماده قانون مطبوعات و مواد 2 و 3 قانون مجازات انتشار و افشاي اسناد محرمانه و سري دولتي و ماده 3 قانون جرايم رايانه اي)

11ـ فاش نمودن و انتشار غير مجاز اسرار نيروهاي مسلح (بند 6 ماده قانون مطبوعات)

12ـ فاش نمودن و انتشار غير مجاز نقشه و استحكامات نظامي( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

13ـ انتشار غير مجاز مذاكرات غير علني مجلس شوراي اسلامي ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

14ـ انتشار بدون مجوز مذاكرات محاكم غير علني دادگستري و تحقيقات مراجع قضايي ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

د) محتواي عليه مقامات و نهادهاي دولتي و عمومي

1ـ اهانت و هجو نسبت به مقامات، نهادها و سازمان حكومتي و عمومي( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و مواد 609 و 700 قانون مجازات اسلامي)

2ـ افترا به مقامات، نهادها و سازمان حكومتي و عمومي( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و 697 قانون مجازات اسلامي)

3ـ نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي عليه مقامات، نهادها و سازمان هاي حكومتي( بند 11 ماده 6 قانون مطبوعات و 698 قانون مجازات اسلامي)

ه ) محتوايي كه براي ارتكاب جرايم رايانه اي و ساير جرايم بكار مي رود

1ـ انتشار يا توزيع و در دسترس قرار دادن يا معامله داده ها يا نرم افزارهاي كه صرفاً براي ارتكاب جرايم رايانه اي به كار مي رود(ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

2ـ فروش، انتشار يا دردسترس قرار دادن غير مجاز گذر واژه ها و داده هايي كه امكان دسترسي غير مجاز به داده ها با سامانه هاي رايانه اي يا مخابراتي دولتي يا عمومي را فراهم مي كند( ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

3ـ انتشار يا در دسترس قراردادن محتويات آموزش دسترسي غير مجاز، شنود غير مجاز، جاسوسي رايانه اي، تحريف و اخلال در داده ها يا سيستم هاي رايانه اي و مخابراتي.( ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

4ـ آموزش و تسهيل ساير جرايم رايانه اي( ماده 21 قانون جرايم رايانه اي)

5ـ انجام هر گونه فعاليت تجاري و اقتصادي رايانه اي مجرمانه مانند شركت هاي هرمي( قانون اخلال در نظام اقتصادي كشور و ساير قوانين)

6ـ انتشار ويروس دهي بازي هاي رايانه اي داراي محتواي مجرمانه( مواد مختلف قانون مجازات اسلامي و قانون جرايم رايانه اي)

7ـ انتشار فيلتر شكن ها و آموزش روشهاي عبور از سامانه هاي فيلترينگ ( بند ج ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

8ـ تبليغ و ترويج اسراف و تبذير ( بند 3 ماده 6 قانون مطبوعات)

9ـ انتشار محتواي حاوي تحريك، ترغيب، يا دعوت به اعمال خشونت آميز و خودكشي( ماده 15 قانون جرايم رايانه اي)

10ـ تبليغ و ترويج مصرف موادمخدر، مواد روان گردان و سيگار( ماده 3 قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات 1385)

11ـ باز انتشار و ارتباط( لينك) به محتواي مجرمانه تارنماها و نشاني هاي اينترنتي مسدود شده، نشريات توقيف شده و رسانه هاي وابسته به گروهها و جريانات منحرف و غير قانوني

12ـ تشويق، تحريك و تسهيل ارتكاب جرائمي كه داراي جنبه عمومي هستند از قبيل اخلال در نظم، تخريب اموال عمومي، ارتشاء، اختلاس، كلاهبرداري، قاچاق موادمخدر، قاچاق مشروبات الكلي و غيره( ماده 43 قانون مجازات اسلامي)

13ـ انتشار محتوايي كه از سوي شوراي عالي امنيت ملي منع شده باشد .

14ـ تشويق و ترغيب مردم به نقض حقوق مالكيت معنوي ( ماده 1 قانون حمايت از حقوق پديد آورندگان نرم افزارهاي رايانه اي و ماده 74 قانون تجارت الكترونيكي)

15ـ معرفي آثار سمعي و بصري غير مجاز به جاي آثار مجاز. ( ماده 1 قانون نحوه مجازات. اشخاصي كه در امور سمعي و بصري فعاليت غير مجاز دارند)

16ـ عرضه تجاري آثار سمعي و بصري بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي( ماده 2 قانون نحوه مجازات اشخاصي كه در امور سمعي و بصري فعاليت غير مجاز دارند ) .
 
منبع : تابناک
 
( پرانتز ) : بالأخره انتظار سر آمد و مصادی جرایم رایانه ای مشخص و منتشر شد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 دی1388ساعت 13:4  توسط همیار : سید عبدالعلی ستودگان  | 

پيام " اوباما " بمناسبت نوروز و پاسخ " رهبر معظم انقلاب "

پيام " اوباما " بمناسبت نوروز و پاسخ " حضرت آیت الله خامنه ای "

پيام پرزيدنت اوباما بمناسبت نوروز                                     منبع : ( صدای آمریکا )

20/03/2009

سخنان پرزیدنت باراک اوباما
جشن نوروز
واشنگتن دی سی
۲۰ مارس ۲۰۰۹

امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.

من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.

نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.

برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.

در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.

پس این فصلی برای آغازی نو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.

ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.

شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید – اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.

بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همه در صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.

من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم: 

بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم.

سپاسگزارم. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز.

تذکر : اوباما به فارسی گفت " عید شما مبارک " 

Watch This Report پيام پرزيدنت اوباما بمناسبت نوروز
ببينيد  (WM)

Watch This Report پيام پرزيدنت اوباما بمناسبت نوروز
دانلود  (WM)

*************************************************

Remarks of President Barack Obama
Celebration of Nowruz
Washington, DC
March 20, 2009

Today, I want to extend my very best wishes to all who are celebrating Nowruz around the world. This holiday is both an ancient ritual and a moment of renewal, and I hope that you enjoy this special time of year with friends and family.

In particular, I would like to speak directly to the people and leaders of the Islamic Republic of Iran.

Nowruz is just one part of your great and celebrated culture. Over many centuries, your art, music, literature and innovation have made the world a better and more beautiful place. Here in the United States, our own communities have been enhanced by the contributions of Iranian-Americans. We know that you are a great civilization, and your accomplishments have earned the respect of the United States and the world.

For nearly three decades, relations between our nations have been strained. But at this holiday, we are reminded of the common humanity that binds us together. Indeed, you will be celebrating your New Year in much the same way that we Americans mark our holidays – by gathering with family and friends, exchanging gifts and stories, and looking to the future with a renewed sense of hope.

Within these celebrations lies the promise of a new day – the promise of opportunity for our children; security for our families; progress for our communities; and peace between nations. Those are shared hopes. Those are common dreams.

So in this season of new beginnings, I would like to speak clearly to Iran’s leaders.

We have serious differences that have grown over time. My Administration is now committed to diplomacy that addresses the full range of issues before us, and to pursuing constructive ties among the United States, Iran, and the international community. This process will not be advanced by threats. We seek, instead, engagement that is honest and grounded in mutual respect.

You, too, have a choice. The United States wants the Islamic Republic of Iran to take its rightful place in the community of nations. You have that right – but it comes with real responsibilities. And that place cannot be reached through terror or arms, but rather through peaceful actions that demonstrate the true greatness of the Iranian people and civilization – and the measure of that greatness is not the capacity to destroy, it is your demonstrated ability to build and create.

So on the occasion of your New Year, I want you, the people and leaders of Iran, to understand the future that we seek. It is a future with renewed exchanges among our people, and greater opportunities for partnership and commerce. It is a future where the old divisions are overcome – where you, and all of your neighbors and the wider world can live in greater peace and security.

I know that this won’t be reached easily. There are those who will insist that we be defined by our differences. But let us remember the words that were written by the poet Saadi (SAH-dee)  so many years ago: “The children of Adam are limbs to each other, having been created of one essence.”

With the coming of a new season, we are reminded of this precious humanity that we all share. And we can once again call upon this spirit as we seek the promise of a new beginning.

Thank you. And Eid-eh (Aid-eh) Shoma (Sho-mah) Mobarak (Mo-bah-rak)

 پاسخ رهبر انقلاب " حضرت آیت الله خامنه ای "                         منبع : ( پایگاه خبری تحلیلی  انتخاب )

رهبر انقلاب اسلامي در بخش پاياني سخنانشان در اجتماع عظيم زائران حرم رضوي به موضوع ايران و آمريکا پرداختند.

ايشان مواجهه و نوع تعامل با دولت ايالات متحده امريکا را از اول انقلاب آزموني بزرگ براي ملت ايران و جمهوري اسلامي خواندند و با اشاره به بدرفتاري و دشمني مستمر دولتمردان آمريکايي چه جمهوريخواه و چه دمکرات با انقلاب اسلامي و ملت ايران افزودند: تحريک مخالفين و کمک به حرکت‌هاي تجزيه طلبانه و تروريستي نخستين کار آمريکايي‌ها در خصومت با جمهوري اسلامي بود که اين سياست هنوز هم بر اساس اطلاعات کاملاً موثق، با ارتباط عناصر آمريکايي با عناصر شرور مناطق مرزي ايران و پاکستان ادامه دارد.

حضرت آيت الله خامنه‌اي تصرف و مسدود کردن ميلياردها دلار دارايي و اجناس و اموال ملت ايران، چراغ سبز به صدام براي حمله به ايران و حمايت همه جانبه از رژيم بعثي در طول 8 سال جنگ تحميلي که منجر به شهادت حدود 300 هزار نفر از جوانان اين سرزمين شد و فاجعه آفريني در حمله موشکي به هواپيماي مسافربري ايران در سال آخر جنگ تحميلي و قتل عام حدود سيصد زن و مرد و کودک را از ديگر اقدامات خصمانه دولت آمريکا در قبال ملت ايران برشمردند و افزودند: آيا ملت ايران مي‌تواند اين مسائل را فراموش کند؟

ايشان با اشاره به سي سال تحريم ملت ايران،حمايت واشنگتن از تروريست‌هاي جنايتکاري که تعداد زيادي را در ايران ترور کرده‌اند، تشنج آفريني در منطقه، حمايت بي قيد و شرط از جنايتکاران صهيونيست و تهديد مکرر ايران به حمله نظامي را از جمله نشانه‌هاي خصومت بي وقفه امريکا با ملت ايران دانستند و افزودند: مسوولان آمريکايي در سي سال گدشته، بارها و بارها به ملت و مسوولان ايراني اهانت کرده‌اند و حتي برخي از آنها خواستار ريشه کن کردن اين ملت بزرگ و با شرافت شده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به روي کار آمدن رييس جمهور و دولت جديد در آمريکا افزودند: آنها مي‌گويند بسوي ايران دست دراز کرده‌ايم و ما مي‌گوييم اگر امريکا در زير دستکش مخملي، دستي چدني را پنهان کرده باشد اين اقدام هيچ معنا و ارزشي ندارد.

حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به اقدام مسوولان آمريکا در تبريک عيد نوروز به مردم ايران افزودند: حتي در همين پيام تبريک نيز ملت ايران طرفدار تروريست و دنبال سلاح هسته‌اي خوانده شده است آيا اين تبريک است يا دنباله همان اتهامات؟

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: نمي‌دانيم چه کسي واقعا در آمريکا تصميم گير است، رئيس جمهور يا کنگره و يا عناصر پشت پرده، اما در هر حال تاکيد مي‌کنيم که ملت ايران درباره مسائل مربوط به خود اهل محاسبه و منطق است و احساساتي نمي‌شود.

ايشان با اشاره به موضوع مذاکره و شعار رييس جمهور جديد آمريکا يعني تغيير افزودند: اگر واقعا چيزي جز بخش اندکي از ادبيات شما تغيير کرده است نشان دهيد.آيا دشمني شما با ملت ايران پايان يافته؟، دارايي‌هاي ايران را آزاد کرده‌ايد؟ ، تحريم‌ها را برداشته‌ايد؟، از لجن پراکني و تبليغات سوء دست برداشته‌ايد؟ ، دفاع بي قيد و شرط از رژيم صهيونيستي را پايان داده‌ايد؟.

حضرت آيت الله خامنه‌اي تاکيد کردند: تغيير نبايد لفاظي و با نيت ناسالم باشد و اگر مي‌خواهيد ضمن حفظ همان اهداف قبلي، فقط سياست‌ها و تاکتيک‌ها را عوض کنيد اين يک خدعه است نه تغيير و اگر تغيير واقعي مورد نظر شماست بايد در عمل مشاهده شود و به هر حال همه مسوولان آمريکايي و ديگران بدانند که ملت ايران را نمي‌شود فريب داد يا ترساند.

ايشان با اشاره به ناچاري مقامات آمريکايي براي ايجاد تغيير در اين کشور خاطرنشان کردند: اگر تغيير نکنيد مطمئن باشيد سنت‌هاي الهي و ملت‌ها، شما را تغيير خواهند داد.

رهبر انقلاب اسلامي، با توصيه به مقامات امريکايي براي تحقيق وتامل در چرايي منفور بودن اين کشور در افکار عمومي جهان،ادامه سياست‌هاي مستکبرانه، تلاش براي تحميل اراده خود بر ملت‌ها و برخورد دوگانه با مسائل مختلف را از جمله علل اين واقعيت دانستند و خطاب به مسوولان آمريکايي افزودند: از اين واقعيات عبرت بگيريد، براي خير و صلاح خودتان و کشورتان از اينگونه سياست‌ها و رفتار دست برداريد که در اين صورت چهره شما در افکار عمومي بتدريج تغيير خواهد کرد.

ايشان افزودند: در حرف‌هاي من به دقت تامل کنيد البته آنها را به صهيونيست‌ها ندهيد که برايتان ترجمه کنند بلکه با انسان‌هاي صالح مشورت کنيد.

حضرت آيت الله خامنه‌اي در جمع بندي اين بخش از سخنانشان افزودند: حرف ما اين است که تا وقتي دولت آمريکا روش‌ها، سياست‌ها، اقدامات و جهت گيري‌هاي خصمانه سي سال گذشته را دنبال مي‌کند ملت ما نيزهمان ملت سي سال گذشته است که روز بروز قوي تر، آبديده تر و با تجربه‌تر شده است.

رهبر انقلاب افزودند: ملت ما از اين‌که با زبان تهديد و تطميع با او صحبت کنند بدش مي‌آيد البته ما سابقه‌اي از رييس جمهور و دولت جديد امريکا نداريم بنا براين بر اساس عملکرد آنها قضاوت مي‌کنيم.

پرانتز : ( بهتر است پیش از هر گونه قضاوتی به پیام و پاسخ دقت شود و احساسی نباشیم .)

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 10:1  توسط همیار : سید عبدالعلی ستودگان  |